الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

26

گفتمان مهدويت (فارسى)

او براى بعد از خودش شوراى شش نفرى معيّن كرد . پس معلوم شد كه هيچ تفكّر منسجمى كه بر پايه حقّ مردم در گزينش مبتنى باشد در كار نبوده است ولى وقتى عثمان كشته شد ، مسلمانان به درِ خانه حضرت على عليه السلام هجوم آوردند - اگرچه او از نظر شيعه جانشين به حقّ پيامبر صلى الله عليه و آله بود - همه با او بيعت كردند . بعدها اگرچه مخالفين تفكّر شيعى در كتاب‌هاى خود كوشيدند مبنايى شرعى براى حكومت بيابند و بيعت عامّه يا اهل حلّ و عقد و حرف‌هاى متناقض ديگر و حتّى غلبه و زور را به عنوان مبنا مطرح كنند ولى در حقيقت غير از زور چيز ديگرى معيار نبود و به گونه‌اى عمل كردند كه مردم غير از بيعت با ولى عهدى كه خليفه معين كرده بود ، چاره‌اى نداشتند . بنابراين مخالفان شيعه ، در حكومت هيچ برنامهء كلى نداشتند و حتّى در دورهء معاصر ، يكى از بزرگ‌ترين پژوهشگران آنها كه اين حقيقت را دريافته است مىگويد : اصلًا اسلام در سياستِ تعيين حاكم ، روش خاصى را پيش بينى نكرده است و به هر صورت كه خود مردم تعيين كنند ، همان صورت حكم قانونى پيدا مىكند و جارى مىشود . د ) عامل تقسيم مسلمانان به دو گروه شيعه و سنّى : حقيقت اين است كه عامل اصلى آن تقسيم ، حبّ جاه و رياست بود . برخى ديدند با وضعى كه پيش آمده ، در رهبرى آينده ، سهمى ندارند لذا از همان عصر پيامبر صلى الله عليه و آله به دسته‌بندى روى آوردند و از طريق طرح نقشه‌هايى وارد ميدان شدند ، از جمله نقشه‌هاى مهم آنها